السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
116
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
ابو بكر نخستين كسى بود كه به رأى عمل كرد و به گمان آنان هنگامى بود كه نصّى از رسول خدا ( ص ) در اختيار نداشت . « 1 » سپس عمر با گفتار و كردار خود بر آن صحّه گذاشت و پايههاى رأى را محكم كرد . او در نامههايى به ابو موسى اشعرى و شريح قاضى به عمل به رأى و قياس دستور مىدهد . « 2 » اين در حالى است كه مىگويند : عمر نخستين كسى بود كه از قائلان به رأى انتقاد ، و از رسول خدا ( ص ) روايت كرد كه اصحاب رأى دشمن سنّت هستند . نه بدان عمل كردند و نه توانستند آن را حفظ كنند و اين شجاعت را از دست دادند كه بگويند : نمىدانيم . پس بر اساس رأى خود به معارضه با سنتها برخاستند . « 3 » احتمالا اين موضع وى اختصاص به كسانى داشت كه بر اساس رأى خود و بدون اجازهء حاكم يا امير فتوا مىدادند و چه بسا مربوط به زمانى باشد كه با مشكلى مواجه و به عمل به رأى نياز پيدا كند . اين احتمال با سياق كلام سازگارتر است . بر اساس روايتى از امام صادق ( ع ) : اينان كه مدّعىاند فقيه و عالم هستند ، مىپندارند كه همهء دين و فقه مورد نياز امّت را خوب مىشناسند ، آنها از همهء دانش رسول خدا ( ص ) آگاه نيستند و همهء دانش او به آنها نرسيده است و به آن علم ندارند ، زيرا پرسشهايى دربارهء حلال و حرام و احكام الهى از آنان مىشود كه در پاسخ ، خود را از احاديث نبوى خالى مىبينند و مىترسند كه مبادا مردم
--> ( 1 ) . بنگريد : الخطط و الآثار ، 2 / 332 ؛ تاريخ حصر الاجتهاد ، 9 - 93 ؛ الغدير ، 7 / 119 ؛ سنن دارمى ، 1 / 58 ؛ الصواعق المحرقه ، 10 ؛ تاريخ الخلفاء ، 71 ؛ اعلام الموقعين ، 19 ؛ جامع بيان العلم ، 2 / 51 ؛ تهذيب تاريخ دمشق ، 6 / 307 . ( 2 ) . تاريخ عمر بن خطّاب ، 155 ؛ الكامل فى الادب ، 1 / 13 ؛ اعلام الموقعين ، 1 / 86 ؛ سنن دارقطنى ، 4 / 206 - 207 ؛ بنگريد : المحلّى ، 1 / 59 ؛ عيون الاخبار ( ابن قتيبه ) ، 1 / 66 . ( 3 ) . كنز العمّال ، 1 / 225 ؛ الغدير ، 7 / 119 - 120 ؛ جامع بيان العلم ، 2 / 134 .